۰۲:۳۷

۱۴۰۵/۰۶/۲۵

پایگاه خبری رواج نیوز

رئیس دفتر رهبر انقلاب: غم و غصه برای مردم، «آقا» را پیر کرده / فرزندان ایشان ، «همگی مستاجرند» و اجاره می‌پردازند

مجله پاسدار اسلام نوشت: آیت‌الله محمدی گلپایگانی می‌گوید: غصه و اندوه حضرت آقا برای مردم، آقا را پیر کرده است. چه در دولت‌های قبلی و چه حالا مسیولین درجه یک که می‌آیند خدمت ایشان سراغ ندارم که در جلسه‌ای سفارش مردم و معیشت مردم را نکرده باشند. مهم‌ترین دغدغه ایشان رسیدگی به مردم، بالاخص نیازمندان و افراد آسیب‌پذیر است.

آیت‌الله محمدی گلپایگانی که از زمان آغاز زعامت حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، مسیولیت دفتر معظم‌له را بر عهده داشته‌اند و طبعاً در طول این سال‌ها به‌عنوان یکی از نزدیک‌ترین افراد به رهبر معظم انقلاب، دریافت‌ها و مشاهدات عینی بسیاری از سیره و منش حضرت آقا را از ایشان پرسیده‌اند
آیت‌الله محمدی گلپایگانی البته خیلی اهل مصاحبه نیستند و همانند مراد خود در بیان برخی امور احتیاط می‌کنند و با اشارتی می‌گذرند.با این وجود و علیرغم نامساعد بودن حالشان، به خاطر عنایت دیرینی که به این مجله داشتند، دعوت ما را پذیرفتند تا گوشه‌هایی هرچند اندک و گذرا از ویژگی‌های رهبر و مقتدایمان را از زبانشان بشنویم.ضمن تشکر صمیمانه از حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی، حاصل این گفتگو تقدیم همراهان گرامی «پاسدار اسلام» می‌شود: از اینکه فرصتی را در اختیار مجله پاسدار اسلام گذاشتید از جنابعالی تشکر می‌کنیم
با سپری شدن سی و سه سال از رهبری حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای«دام ظله» و با توجه به اینکه در طول همه‌ی این سال‌ها شما مسیولیت ریاست دفتر معظم‌له را بر عهده داشته‌اید، طبعاً خاطرات و نکات فراوانی درباره سیره و منش ایشان دارید
فرصت مغتنمی است تا در این خصوص همه مشتاقان و ارادتمندان رهبر معظم انقلاب را بهره‌مند نمایید.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
بنده به نوبه خودم تشکر می‌کنم از این محبتی که شما فرمودید
من حقیقتاً خود را برای بیان این موضوع شایسته نمی‌دانم و کوچک‌تر از آنم که بخواهم ابعاد زندگی و شخصیت ایشان را توصیف کنم.یک مقدمه‌ای دارم که باید به آن توجه شود و آن اصل مسیله رهبری حضرت آقاست
واقعاً این انتخاب مجلس خبرگان از الطاف الهی بود
می‌دانید خود ایشان مخالف بودند و رأی مخالف هم به خودشان دادند و گفتند من مخالفم و از جا بلند شدند، ولی آقایان اصرار کردند و الان بیش از سه دهه است که ایشان عهده‌دار این مسیولیت هستند.ابتدا باید ببینیم کجا بودیم و الان در همه جهات و زمینه‌ها کجا هستیم
کشور ما در شرایط عادی نیست
ما از همان اول دچار دشمنی‌ها و شدیدترین تحریم‌ها بوده‌ایم
دشمنان هرچه توانستند انجام دادند تا این انقلاب و نظام را به زمین بزنند، حالا هم دارند همین کار را انجام می‌دهند، لیکن این انقلاب و این نظام بر قرار مانده است و ان‌شاالله که به دست صاحب‌الزمان «عج» خواهد رسید
ما در زمان جنگ تحمیلی حتی برای تهیه سیم خاردار مشکل داشتیم به ما سیم‌خاردار نمی‌دادند
اما الان چه؟ الان خودمان انواع تجهیزات صنعتی و نظامی را تولید و حتی صادر می‌کنیم
این چیز کمی‌است؟ به کشورهای مختلف حتی به کشورهای پیشرفته انواع کالاهای صنعتی، پزشکی تا واکسن کرونا و…، را صادر می‌کنیم
این پیشرفت‌ها و اقتدار با هدایت و رهنمودهای چه کسی حاصل شده است؟ صعود ایران در زمینه‌های مختلف جز با تاکیدات و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب میسر نشد
با وجود این، بسیاری از کارهای حضرت‌آقا به جهت برخی ملاحظات و اینکه نباید دشمن از آن اطلاع پیدا کند، از عموم پوشیده مانده است.ویژگی بارز دیگر سعه‌صدر حضرت آقاست
در موار متعدد دیده‌ام که جفاها و بی‌مهری‌های افراد را با سعه صدر و گذشت، مهربانانه پاسخ گفته‌اند
ایشان وقتی به رهبری انتخاب شدند من خودم از ایشان شنیدم که گفتند: من از هرآنچه از گذشته‌ها بود، گذشتم؛ هر کسی هر جفایی در حق من کرده، از او گذشتم نقطه شروع آشنایی جنابعالی با رهبر معظم انقلاب از چه زمانی و چگونه رقم خورد؟آشنایی نزدیک بنده با حضرت ایشان به پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی دوران امامت جمعه ایشان باز می‌گردد
بنده در پایگاه هشتم شکاری اصفهان (پایگاه شهید بابایی) مسیولیتی داشتم
در آنجا مشکلات و مسایل زیادی وجود داشت
من از آنجا گهگاهی خدمت ایشان در منزل خیابان ایران می‌آمدم و چون ایشان در وزارت دفاع هم بودند، رهنمودهای بسیار مفیدی را به بنده ارایه می‌فرمودند
گاهی هم برای دیدار با ایشان، به وزارت دفاع می‌رفتم.پس از یک سال از اصفهان به تهران منتقل شدم
در آن دوره ریاست عقیدتی سیاسی ارتش با جناب آقای صفایی «حفظه‌الله» بود
مدتی که با ایشان کار کردم، دیدم مشی ایشان به‌گونه‌ای نیست که بتوانم به همکاری ادامه دهم؛ لذا زندگی خود را جمع کردم و به قم بازگشتم و با خود گفتم بهتر است طلبگی را دنبال کنم.دو سه شب که گذشت، از دفتر حضرت امام به من زنگ زدند و گفتند که باید به تهران بروم
آمدم و دیدم جلسه‌ای تشکیل شده است
در جلسه، حضرت آقا، مرحوم حاج احمد آقا و مرحوم آقای موسوی اردبیلی حضور داشتند
سخنشان هم این بود که : «چه کسی به شما گفت محل خدمت را ترک کنید؟» عرض کردم: «بنده بارها گفته بودم که نمی‌توانم در آنجا کار کنم، ولی کسی به حرفم گوش نداد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن