
به گزارش رواج نیوز در شهرهایی که اقتصاد بیمار است و سیاستگذاریها ناکارآمد، جوانان نخستین قربانیان هستند. آنها با دیپلمها و مدارک دانشگاهی، سالها در انتظار فرصتی میمانند که هرگز نمیرسد، یا اگر برسد، چنان ناپایدار و ناعادلانه است که گویی استهزایی است به آرزوهایشان.
بازار کار، بیرحم و گزینشی عمل میکند: آنهایی که روابط دارند، راه مییابند و آنهایی که تنها به مهارتهایشان متکی هستند، در حاشیه میمانند. قراردادهای موقت، دستمزدهای ناچیز و شغلهای بیپشتوانه، آینده را به سراب تبدیل کردهاند. جوانی که باید به فکر ساختن زندگی باشد، مجبور است روزبهروز خود را با شرایطی تحقیرآمیز وفق دهد.
اما این فقط یک بحران اقتصادی نیست؛
وقتی جامعه به جوانانش فرصت ندهد، آنها نیز راههای خود را مییابند: برخی به انزوا و افسردگی پناه میبرند، برخی به مهاجرتِ بیبازگشت فکر میکنند و برخی دیگر، در ناامیدی، به سمت رفتارهای پرخطر کشیده میشوند.
مسیولان از «اشتغالزایی» سخن میگویند، اما آمارها نشان میدهد که برخی از شغلهای ایجادشوده، یا کاذب هستند یا آنقدر بیثبات که نمیتوانند حتی نیازهای اولیه یک جوان را تأمین کنند. در این میان، نظام آموزشی نیز همچنان از واقعیتهای بازار کار عقب است و دانشآموختگان را برای دنیایی که وجود ندارد، آماده میکند.
انشاالله بتوان روزهای خوبی را با همت همه برای جوانان بوجود آوریم