تجربه عینی سالهای گذشته در ایران یک واقعیت غیرقابل انکار را آشکار ساخته است: نه اقتصاد دانشبنیان کاملاً دولتی و متمرکز میتواند موتور پایدار نوآوری باشد، نه رهاسازی کامل و بدون جهتگیری ملی قادر است مسائل راهبردی کشور را حل کند و رشد در حوزههای نوظهور را شتاب ببخشد.
ما یک دهه گذشته شاهد رشد جوانههای زیستبوم نوآوری بودیم.
استارتاپها متولد شدند، شرکتهای دانشبنیان شکل گرفتند و پارکهای علم و فناوری سربرآوردند. اما این رشد پراکنده بود و از بسیاری جهات فاقد عمق اثرگذاری.
این یعنی ظرفیت عظیمی که ایجاد شده است باید از مرحله رشد اولیه و پراکنده عبور کند و وارد مرحله نوین «اثرگذاری ملی» شود.
دقیقاً به همین دلیل است که معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری در دولت چهاردهم، با شجاعت و درک عمیق از شرایط کشور، الگویی ترکیبی و بومیشده را برای این حوزه در پیش گرفته است. الگویی که در آن دولت نه تصدیگر مستقیم فناوری است نه ناظر بیتفاوت، بلکه «تسهیلگر و راهبر» است.