اما آنچه در عمل رخ داده، فاصله میان گفتار و رفتار را نشان میدهد. قطعی های مکرر و بدون اطلاع قبلی رخ داده است. این قطعی ها با وعده های داده شده همخوانی ندارد. همچنین اعتماد شهروندان را نسبت به اطلاع رسانی های رسمی خدشه دار کرده است.
مسئولین میگویند فشار بی سابقه بر شبکه و آسیب به زیرساخت ها علت اصلی است. اما پرسش اینجاست: اگر چنین شرایطی قابل پیش بینی بود، چرا تمهیدات لازم را از قبل پیش بینی نکردند؟ چرا برنامه جایگزینی برای مدیریت بحران تدوین نکردند؟ همچنین جای سوال دارد که چرا اطلاع رسانی درباره قطعی ها با تأخیر انجام میشود؟ چرا این اطلاع رسانی بدون شفافیت کافی است؟
شهروندان درک میکنند که شرایط اقلیمی فشار مضاعفی بر شبکه وارد میکند. اما آنها انتظار دارند مسئولین برنامه ریزی دقیق تری داشته باشند. اطلاع رسانی به موقع و پاسخگویی شفاف نیز از خواسته های به حق آنهاست. مردم میخواهند این دوران را با کمترین اختلال ممکن پشت سر بگذارند.
تأکید صرف بر درخواست صرفه جویی کافی نیست. مردم به راهکار عملی نیاز دارند. اطلاع رسانی شفاف نیز ضروری است. بدون این موارد، نمی توان دغدغه های به حق مردم را پاسخ داد